دلمون برای شما ترگل مرگلها شده بود اندازه یه بند انگشت. میدونم دوری دایان رو نمیتونید تحمل کنید و این مدت خبر دارم که خیلی از دوستان برای اینکه وبلاگ کیشرا زود به زود آپدیت بشه همینجوری دست به دعا ورداشته بودن… خلاصه شرمنده شما شدیم؛ اما نتونستم آخه میدونید یه مسافرت فرهنگی- تفریحی برای ما به وجود اومد، خلاصه اینطوری شد که ترک دیار کردیم و تور ایرانگردی راه انداختیم و صفا سیتی گنزالس.
جای همه شما دوستان خالی بود. چند تا عکس انداختم… برای اینکه ببینید محلش کجاست باید جنغولک موس رو روی عکس ببرید و اون موقع یک ژینگولی پدیدار میشه و محل عکس رو به شما میگه.
خب بهتره دیگه زیاده عرضی نکنم و عکسها را براتون بگذارم و امیدوارم از دیدن عکسها کیفور بشین، ففط تو رو خدا اینقدر حظ نکنید که بعدش کف کنید و بیافتید رو دستمون-
نمیتونم جواب خانوادههاتون رو بدم





دسامبر 16, 2007 در t 10:59 ب.ظ
من که بعید میدونم به روز بمونی
از بس گفتم اپ کن این زبونم از سرم بیشتر مو در اورده :دی
.
حالا کجاها رفتی ؟
چرا نیومدی دنباله من … منم میومدم خوووو
:دییی
دسامبر 16, 2007 در t 11:24 ب.ظ
دایان عکس اولی واقعا قشنگ شده. بهت تبریک میگم عکاس باشی بودی نمیدونستیم
اقا (خانم) پس حسابی خوش گذروندین. خوشبحالتون ما که پکیدیم تو این تهران پر از دود و دم.
بعد اینکه ما الان کف کردیم. بگم خدا شیکارت نکنه. کف کردیم شدید چه افتضاحی شد…
خواهشا دایان بیا خانمی کن هفته ای یک مطلب بنویس … اخه این هم شد کار…
دسامبر 17, 2007 در t 6:25 ق.ظ
پس حسابی خوش گذشته؟؟
دسامبر 24, 2007 در t 12:21 ق.ظ
khodaeeish akhare axe khosham omad ,dastet dard nakone khaste nabashi.
دسامبر 24, 2007 در t 12:31 ق.ظ
دایان گرمای اب دریاشو حس کردی یا نه؟تمامه خستگیه ادمو میریزه بیرون.
دسامبر 24, 2007 در t 9:54 ب.ظ
سلام دایان جونم
ممنون که اومدی وبلاگم . خیلی خوشحال شدم.
وای که چه عکسای قشنگی گرفتی دستت درد نکنه
میگفتی منم بیام باهاتون ایرانگردی.
خب اشکالی نداره دفعه ی دیگه منم خبر کنین
موفق باشی
فعلا بای عزیز
دسامبر 25, 2007 در t 2:25 ب.ظ
salam ببخشيد سلام
خوبي
بابا ماركوپولو (-:
دسامبر 25, 2007 در t 2:27 ب.ظ
عكسات خيلي قشنگ بود
بابا عكاس