By kishra
تلخ ترین چیز در اندوه امروزمان خاطره شادمانی دیروزمان است.
یادم نیست کجا خوندم. فقط میدونم یه زمانی جزئی از زندگیم شده بود.
This entry was posted on ژانویه 13, 2008 at 3:02 ب.ظ and is filed under متفرقه. You can follow any responses to this entry through the RSS 2.0 feed.
شما میتوانید پاسخی بدهید، یا از وبگاه خود دنبالک بگذارید.
ژانویه 13, 2008 در t 3:44 ب.ظ
کاش دوستی ها مثل رابطه دست و چشم بود.وقتی دستت زخم میشه چشمت گریه می کنه.
و وقتی چشمت گریه می کنه دستت اشکشو پاک میکنه……….
ژانویه 15, 2008 در t 5:25 ب.ظ
من هم اینو جایی خوندم! زیباست!
من یک عذرخواهی به تو بدهکارم! امیدوارم منو ببخشی. دیدی که، نبودم و هنوز هم نیستم! ممنونم از دعوتت.
ژانویه 17, 2008 در t 9:23 ب.ظ
موافقم … مخصوصا همین الان که دارم میچشم این حرف رو
ژانویه 19, 2008 در t 8:30 ب.ظ
آره.. خیلی زیبا بود… خیلی
ژانویه 20, 2008 در t 5:10 ق.ظ
سلام
خيلي زيبا بود.اما اخرش غم انگيز بود.
چه عجب اپديت كردين.
در بلاگفا هم نظر براتون گذاشتم.
موفق و مويد باشين
يا هو
ژانویه 21, 2008 در t 6:32 ق.ظ
خب به سلامتي شما هم وردپرسي شديد… مباركه… خيلي دوست دارم تو ورد پرس ولي خب به اون بلاگفا لعنتي معتاد شدم… موفق باشي… وبلاگ جديدت رو هم لينك ميكنم
ژانویه 22, 2008 در t 10:35 ق.ظ
به به!!! چه عجب!!! گمونم اون عکسا مال ولایت قبلی ما بیه!!!
دایان: آراه مرجان جون. ولایتتون معرکه ست.;)
ژانویه 22, 2008 در t 10:37 ق.ظ
تو کی شیراز بودی؟؟؟ دستمان به خونت آلوده خواهد بود!!!!
ژانویه 23, 2008 در t 7:18 ب.ظ
قشنگ زیبا و غم انگیز بود
ژانویه 24, 2008 در t 9:21 ق.ظ
میقبولیم جمله را .
!؟
چی جوری یه جمله جزئی از زنگیت شده بوده
ژانویه 24, 2008 در t 9:21 ق.ظ
چرا نظرای من رو نشون نمیده
ژانویه 24, 2008 در t 9:23 ق.ظ
این وبلاگت کتک نخورده مثه اینکه :دییی…
نظرای منو می خوره یا میزاره واسه تایید شدن ؟!
ژانویه 24, 2008 در t 9:23 ق.ظ
هوتوتوووو
ژانویه 24, 2008 در t 9:25 ق.ظ
یه بار دیگه میزاریم :
میقبولیم جمله رو .
می گما چی جوری یه جمله جزئی از زندگیت شده بوده :دی ؟!
ژانویه 24, 2008 در t 9:26 ق.ظ
استغفرالله و ربی و تو الی
ژانویه 25, 2008 در t 4:19 ب.ظ
man diruz 6 ta nazar dadam … bad in hututue ke vase khande ferestadam faghat taeedish
ژانویه 26, 2008 در t 6:27 ب.ظ
کاملن تصادفی آمدم به اینجا و با آدرس جدیدت مواجه شد!!!
عوضش خواهم کرد.
—
امروز همان فرداست که دیروز منتظرش بودیم.
ژانویه 31, 2008 در t 11:37 ق.ظ
من به خورشید اعتقاد دارم, حتی اگر ندرخشد.
من به عشق اعتقاد دارم, حتی اگر تنها باشم.
من به خدا معتقدم, حتی اگر ساکت باشد
فوریه 3, 2008 در t 9:20 ب.ظ
بابا ما همین جوری ش کلی حسرت گذشته رو داریم می خوریم…اه اصلن تف به این زندگی ی نکبت.
فوریه 12, 2008 در t 4:34 ق.ظ
سلام
یکی از رنج های بزرگ ما ، تعلق خاطری است که پیوسته به گذشته داریم.
جمله من زیباتر بود!
فوریه 12, 2008 در t 9:14 ب.ظ
سلام دايان جان!
خوبي؟
اميدوارم خوب باشي.
به ياد داشته باش فراموش كني چيزي را كه تو را اندوهگين ميكند و به خاطر بسپاري آنچه را كه به تو شادي مي بخشد.
اميدوارم وبلاگ جديدت موفق باشه.
فوریه 13, 2008 در t 2:45 ق.ظ
چرا نمی روزی (به روز نمی کنی)؟؟؟؟
فوریه 15, 2008 در t 12:04 ب.ظ
سلام
خوب هستين؟
فکر کنم شما فقط ساليانه اپديت مي کنين
انقدر دوستانتون رو چشم انتظار نگذارن لطفآ …..
فوریه 20, 2008 در t 1:32 ب.ظ
سلام
ممنونم از بابت همه چيز
فوریه 28, 2008 در t 11:34 ب.ظ
آپ دیت نکنا یه وقت.