Archive for the ‘1’ Category

24 ساعت آخر عمر

ژوئن 16, 2008

فرشاد دعوتم کرده به بازی  بیست چهار ساعت بیشتر نمانده به پرواز ابدی
تو این 24 ساعت :
 میام اینجا اعلام میکنم که دیگه تشریف نمیارم و شما راحت میشین.
بعدش اتاقمو مرتب میکنم.چون اصولا هیچوقت مرتب نیست.

کتابهایی هم که تا نصفه خوندم تموم میکنم که آخر عمری بدونم پایان داستان چی میشه.
آلبوم عکسها رو  میارم و نگاشون میکنم.
آخرشم میشینم پیش مامان بابام و حلالیت می طلبم.فکر کنم اونا تنها کسانی هستن که باید حلالم کنن.
فکر نکنم کار دیگه ای داشته باشم.

منتظر میشینم….

عید

مارس 19, 2008

                                tonge-mahi_norooz.jpg

مبارک باشه.
فقط مبارک. مُردم از بس که آرزوی شادی و آزادی کردم واسه ملت و هیچ اتفاقی نیافتاد.
تنها آرزویی که میکنم اینه که وضعیتمون از اینی که هست بدتر نشه.